نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ توسط ع.ش

شیمون پرز: مشکل ما سانتریفیوژهای نطنز نیست، بلکه آدم های آنجا برای ما مسئله اند دانشمندان هسته ای ایران بهتر است در صنایع دیگر مشغول به کار شوند.

مدیر تیم غنی سازی 3.5 درصد و 2 درصد هسته ای کشور اخراج شده و در یک پروژه آب و فاضلاب بکار گرفته شده است!!!

 

روحانی مچکریم... روحانی مچکریم... روحانی مچکریم...




نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ توسط ع.ش

استاندار همدان:

 منتقدین توافقنامه ژنو؛ برخی کوردل یا مغرض و یا به  قول رئیس جمهور بی سوادند و حرف و چیزی را می گویند که رژیم صهیونیستی  می خواهد.

 



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ توسط ع.ش

تصاویر بدون شرح!!!

 

 

 





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۲ توسط ع.ش

در سالهای قبل شاهد خیل عظیمی از جوانانی هستیم که به قول خودشان دارای تفکراتی اصلاح طلبانه برای جامعه هستند .
این دوستان خود را معتدلین نظام میدانند و هر وقت که نامی از اصلاحات میبرند بعد از آن بلافاصله این جمله را میگویند(فرهنگ اصلاحات که همان خط و مشی اعتدال است)و بعد ما بقی جملات خویش را ادا میکنند .
و هر کس را که جلوتر از اینان حرکت کند را تندرو و هرکس را که کندتر از خودشان حرکت کنند را کندرو مینامند در جبهه ی فکری اینان دو برچسب برای مخالفانشان وجود دارد اول افراطگر و دوم تفریط گر...
اصولا در تشکیلات این عزیزان اعتدال نقطه ی مظلومی است زیرا تمامیه اعضای این جبهه فکری اعتدال را با خط و مشی خود تعریف میکنند و اساسا مفهومی به نام اعتدال برای خودشان تعریف نکرده اند که خود را با آن مقایسه کنند.دلیل آن هم این است که در این تشکیلات تعریفی از اعتدال صورت نگرفته است و هر کس مانند سوفسطائیان خود را معتدل و موضع فکری خود را حق می داند .غافل از اینکه در وجود خود حق پذیری را ذبح کرده است.
این دوستان خیلی اصرار دارند اصلاحات را همان خط و مشی اعتدال بیان کنند ,اما سوال این جاست که آیا مگر همین اعتدالیون نبودند که کشور را 8ماه به خاک و خون و آشوب کشیدند؟
و آیا مگر همین افراد نبودند که در روز عاشورا به امام عاشقان توهین کردند؟ یا مگر همین ها نبودند که عکس امام را و عکس رهبری را پاره کردند؟ آیا این است معنی اعتدال؟؟!!!!!!

پس همین جا از زبان همه ی هم فکرانم میگویم که صد هزار مرتبه شکر که ما از نظر اینان یا تندرو هستیم یا کندرو یا افراط گر هستیم و یا تفریط گر! اصلا شکر که اینان ما را تائید نمیکنند که اگر روزی چنین شود باید به خودمان شک کنیم.به خود و همه ی ارزش های متعالی اسلامی و انقلابی..‍!
اما این اعتدال من درآوردی پای خود را به دانشگاه ما نیز باز کرده است و با توجه به کج فهمی این دوستان از فضای دولت جدید مبنی بر اینکه این دولت از اصول فکری اینان تبعیت میکند و متعلق به آنانست شروع به فعالیت هایی کرده اند بیش از گذشته پوچ و بی محتوا حتی اینان الفبای سیاسی را نمیدانند زیرا تا به حال با خود فکر نکردند که کاندیدای اصلاح طلب اینان به دلیل عدم مقبولیت جرئت حضور در صحنه را نداشت و بزرگان اصلاحات این عدم محبوبیت را پشت عبای رئیس جمهور جدید پنهان کردند و باشد روزی پرده از عدم محبوبیت اینها توسط این رئیس جمهور دانشمند برداشته خواهد شد و فعلا همین جملات عمیق ایشان درباره ی فضل فروشی های اخیر سعید حجاریان در رابطه با مجلس برایشان کافی است.و البته کوبنده تر از این حماسه 9دی ملت ولایتمدار ایران اسلامی است که خودشان از این حرکت به تودهنی ملت بر ما تعبییر کردند.
نمیدانم چگونه این دوستان خود را اصلاح طلب میدانند در حالی که همه یادشان هست در جلسه انتخاباتی دکتر کواکبیان در سال گذشته که نماینده طیف اصلاح طلبی است اینان جلسه را به نشانه اعتراض میخواستند ترک کنند ابن چه تفکری است که نه آنها اینان را قبول دارند و نه اینان آنها را ؟مانند کسی است که مسلمان شود و بعد پیامبرش را قبول نداشته باشد!

از سال 90 هر تشکلی که هر برنامه ای اجرا کرد این ها با خط و مشی اعتدالی خود آن را بهم ریختند !چه اعتدال متزلزلی؟
این اعتدال جدید قانئن را قبول ندارد همانطور که بزرگشان در در 88 قانون را قبول نداشت و با فرهنگ هوچی گری و آشوب خوایت تا حرف خود را به کرسی بنشاند . و چه بسیار جوانانی را که سرمایه این نظام بودند را به دمه تیر سلاح و افکار باطل ضد انقلاب ها سپرد تا قدرت نمایی کند.و جهل خویش را به آفاق نشان دهد.
اما امروز ما بچه مذهبی های دانسشگاه نخواهیم گذاشت از آن جایی که این نظام یکبار ضربه خورد دوباره ضربه ای بخوردو با قانون شکان در چهارچوب عقل و قانون و شرع برخورد قاطع میکنیم.

واما سخنی با دوستان و همسنگران اصلاح طلب...
برادران بزرگوار این را برادرانه میگویم شما که مسئول این دستگاه فکری به قول خودتان اعتدالی هستید .به اطراف خود نگاه کنید به افراد خود به دوستانتان که با شما همفکرند و به تشکیلات غیر رسمی خود آیا یقین دارید که راه درست را میروید ؟آیا با حق پذیری به این نقطه از تفکر رسیدید ؟آیا وقتی فیلم جلساتی را که بهم ریخته اید را میبینید خجالت نمیکشید؟با خود نمی گوئید که آیا این شخص من بودم؟آیا ناراحت از این بی ادبی خود نسبت به این همه دانشجو نمی شوید؟
مگر شما منطق ندارید ندارید که استدلال بیاورید و هر جلسه ای را با قهر یا دعوا بهم نریزید ؟
این جا دانشگاه است و همه باید با منطق و سند حرف بزنند نه اینکه جلسات را بهم بریزند و هوچی گری کنند و در آخر قهر کنند .باره دیگر از خود بپرسید آیا این اعتدال است؟
برای مثال آیا این ادب است که در جلسه پرسش و پاسخ یکی از شما وسط برنامه برود بالای سن و سره دکتر زلفی گل داد بزند و بخواهد میکروفن را به زور بگیرد که مثلا چه ؟حرف دارم !!!!! از خدا جوئید توفیق ادب /بی ادب محروم ماند از لطف حق
آیا این اعتدال است که شما بروید و پشت تریبون و به یک مسئول توهین کنید ؟هرچند آن مسئول با خط و مشی اعتدالی جواب شما را داد و من از جای شما بسیار خجالت کشیدم!زیرا دانشجویی را دیدم که بی هیچ اطلاعاتی و فقط برای اینکه شهرتش قدری بیشتر شود حاضر بود هر کسی را تخریب کند و از هر روشی به هدفش برسد و آن مسئول چقدر زیبا پوچی اندیشه تو را برای حاضرین برملا ساخت!
من خواهشمندم برایمان اعتدال را تعریف کنید یا اگر تعریفی ندارید بیایید تا برایتان تعریفش کنیم!!!
و اما توصیه من به شما این است که از شر شیطان و جهل که از سپاه شر هستند به خداوند پناه برید و فقط حق پذیر باشید زیرا روزی حقیقت برای شما روشن خواهد شد یا در این دنیا خواهید فهمید که برد ی است برای شما و یا در آخرت که روز پشیمانی است

لینک در خبرنامه دانشجویان ایران!




نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۲ توسط ع.ش

از توهین به امام تا عقده‌گشایی علیه احمدی‌نژاد

معاون مدیریت و منابع انسانی استاندار همدان در روزهای آغازین فعالیت اجرایی خود اظهارات نسنجیده‌ای را مطرح کرده است.


یک سوال از آقای نیکبخت استاندار همدان:

اظهارات معاون مدیریت و منابع انسانی نقد است یا تخریب ،اعتدال است یا افراطی گری ؟

 

قیاسی معاون استانداری همدان:

طرح هلوکاست جز منافع سوزی برای کشوری چیزی نداشت/گفتگوی تمدن های خاتمی ،دنیا را نسبت به ایران خوشبین کرد.

 

قیاسی معاون نیکبخت استاندار همدان:

برخی دولتمردان سابق را با صدام و هیتلر مقایسه کرد.




نوشته شده در تاریخ یکشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۲ توسط ع.ش

حميد به سختي ني را در شيركائوكائو فرو ميكند و مينوشد و سختتر آنكه از كلوچه سفت خرمايي گاز ميزند. پايش را دائم از روي پدال گاز برميدارد و در آن اتوبان بي سر و ته با سرعت لاك پشتي حركت ميكند. گرسنگي صبح گاهي گاها سبب ميشود يادش برود راننده نيساني هست كه ترمز ندارد كارت ماشين همراهش نيست و از همه اينها مصيبت بار تر آنكه باك سوختش سوراخه و هرآن امكان دارد مثل شير كاكائو قهوه اي شويم!! لذا تمام ماشين ها در اين جاده 6خطه صاف و راست از ما جلو ميزنند. حميد هم غيرتش شايد متورم شد و شايد هم تاخير زياد را با هم قاطي كرد و برپدال گاز فشاركي داد ناجور، و بر جانمان افتاد ترس و استرس در كابين جلوي آن نيسان گاوي ترسناك .حميد شروع كرد از خاطرات خودش با امدادهاي غيبي كه فلان و فلان جا خدا فلان جور، جدايم كرد از مصيبت!! و ما ته دل به حميد زل زده بوديم كه خدايا اين بار نيز امدادي برسان. ساعت از 10 ميگذرد كه به اولين خانه ميرسيم و حميد با تكيه بر نيسان باوفاي بي سروتهش دست اندازها را تعريفي ديگر ميكند براي ستون فقرات حالا ديگر جابجا شده ما!!.




ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ جمعه هشتم آذر ۱۳۹۲ توسط ع.ش

هر روز زندگیها مدرنیزه تر و وسایل آسایش و رفاه مردم فراهم تر از گذشته می گردد،دیگر از رنجهای نسل گذشته برای فراهم آوردن روزی بخور  ونمیرکه باید ماهای سرد زمستانی را پشت سر می گذاشتند تا بهار و آبادانی برسند خبری نیست ،حقوق  های آنانی که دارای اشتغالند چندین برابر بلکه غیر قابل مقایسه با گذشته است ،اما چرا زندگی ها آسایش روانی را در بر ندارند ،هر روز گرانی بیشتر و دویدن ها افزایش میابد،آمار پرونده ها هر روز ، روز افزون تر از گذشته  و آمار طلاق بالا رفته ،و فرزندان محروم از وجود محبت آمیز پدر یا مادر بیشتر می گردد،عفت و نجابت رخت بر بسته ،و غیرت و مردانگی کم رنگ تر شده است،رشوه خواری و رانت بازی و بی احترامی به ارباب رجوع بالا ،و مسُولین نسبت به حقوق مردم بی تفاوت و بی اعتنا تر می گردند،احترام به پدر و مادر کم و رابطه بین افراد خانواده مختل گردیده ،برکات آسمانی  و زمینی رخت بربسته و از نزولات آسمانی خبری نیست و صدها سوال دیگر.........

اما گویا پاسخ همه ی این سوالات یک کلید دارد  وآن پاسخ خداوند در قرآن کریم است که فرمود ))من عرض ذکری فای له معیشۀ  ضتکا ،هر آنکس که از یاد ما رویگردان شود زندگی بر او تنگ خواهد شد،))همه ی این  مواد حاصل بی اعتنایی به ارزش هاست  ،چه در مردم چه در مسُولین.

 هییُت های مذهبی با خیمه های عزاداری و دعا های ندبه در کوچه و بازار جای خود را ب خیمه های رقص و پایکوبی  با سر و صدای بالا  تا ساعاتی از شب داده است ،و اختلاط زن ومرد و استفاده از مشرو بات الکلی و ... بی حیایی و بی غیرتی  را به دنبال می کشد.

درست در شهری که به صدای  اذان  مسجد اعتراض میشود ،وندای الهی را خاموش میکنند ،که با کمال تأسف  برخی ارگان های متولی هم دخیل  بوده اند،و به جای آن کوچه و خیابان به خیمه های عروسی واگذار میگردد.

درست در زمانی که فتوای رهبر معظم انقلاب بر این است که صدای اذان از مسجد پخش  شود،اذان تعطیل می گردد آن هم در شهری نام دارالمومنین را یدک می کشد !!!و اما سئوال اینست که کدام  دارالمومنین

آنچه  در خیابان های  این شهر دیده می شود  چیزی که نیست،مومن است ،که حتی حرمت ایام الله مانند ماه رمضان هم رعایت نمی شود.

مسّول فرهنگی جامعه کیست ،مجریان قانون کیانند ،و جایگاه دستگاه قضایی کجاست،یادش بخیر یک امیری در شیراز پیدا شده بود که دررأس دادگستری آن شهری بادو ماده قانونی138،140 قانون مجازات اسلامی، بساط سلب و آسایش  مردم را از جامعه جمع کرد،اما گویا  قوانین الهی و قضایی هنوز به این شهر نرسیده است .

شرمنده ایم از آخوند همدانی ،ملا حسینقلی ها وانصاری ها،چیت سازیان ها ،شهدای دیگر  که جای قدم های آنان  را آلوده کردیم، و آرمان های این عزیزان را به بوته فراموشی سپرده ایم.

آرزوی ما این است که مسئولین ومتصدیان امرنگذارند آرمانهای  شهیدان مااز جامعه وداع کنند وباکمک به مجریان قانون خصوصا نیروی انتظامی، ساز وکار وزمینه رابرای برگشت به جامعه ی سالم فراهم نمایند ودیگر شاهد این همه توهین به ارزش های الهی در جامعه نباشیم وشب های شهرمان عاری از گناه وسلب آسایش عمومی باشد.





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۲ توسط ع.ش


دانشجو بخاطر ويژگي هاي خاصي كه با نام خود به خاطر مي آورد ،‌همواره و در همه جاي دنيا به عنوان مكان هندسي ويژه ،‌ تأثيرگزار و البته تأثير پذير شناخته مي شود. نخستين و شايد پررنگ ترين اين ويژگي ها جوان بودن اين لايه ي پرتحرك جامعه است . خصوصيتي كه نشاط ،‌ تحرك ،‌ حس عدالت خواهي و آرمانگرايي و البته شتابزدگي را به يدك مي كشد.

كسب مدارج تحصيلي و رشد تفكرات آكادميك ،‌خصوصيت ديگري است كه سرعت سير تحولات عقيدتي و فرهنگي را در اين بخش از بدنه ي جامعه بيشتر مي كند.

نكته ي ديگر ، ‌فضاي باز اجتماعي و قومي در دانشگاه هاست كه موجب مي شود در مقطع زماني كوتاه ،‌ ميدان تقابل و آشنايي افكار بسيار متفاوت و البته متناقض در دانشگاه شكل بگيرد .

نكته ي ديگري كه شايد با شكل گيري نظام جمهوري اسلامي تا حدي به فراموشي سپرده شد ،‌ حضور گفتمان چپ  در دانشگاه و تمايل دانشجو به اين تفكر بخاطر حس مدرنيته بودن آن است. البته اين جنس از تفكر با پيروزي انقلاب اسلامي ‌پايگاه دانشگاهي خود را تا حد زيادي از دست داد اما در سالهاي بعد و به ويژه در دهه ي هفتاد ،‌ با شكل جديدي باز به فضاي فكري كشور و به تبع آن به دانشگاه بازگشت.

تمام اين ويژگي ها كانالي را به نام دانشگاه ايجاد مي كند و به دانشجو در حدود آن طول و عرض مي دهد.

با در نظر گرفتن تمام سنگ بناهايي كه در هر برهه اي از زمان ساختمان تفكرات دانشجويي را شكل داده است ،‌ امروز ساختمان فكري و فرهنگي دانشگاه تركيب نامنطقي است از انواع ارزش ها و ساختارهاي حركتي . عدم توازن و تعادل در چينش آرمان هاي  سياسي و انقلابي

انقلابي و عدم فهم درست از جايگاه  ارزش هاي اسلامي و احساسات ناسيوناليستي  همراه با نظريه مخالفت با نظام و طرح انتقادهاي افراطي عليه حكومت  تنها شِمايي از ساختار فعلي بخشي از فضاي فكري دانشگاه هاي كشور است. شِمايي  كه تنها از بُعد تصادفي و لايه ي بيروني اين بخش به نظر مي رسد.و اين سطحي ترين و البته آسيب پذيرترين قسمت اين بخش از دانشگاه است . در اصطلاح قشر خاكستري دانشجويان كه به دليل عدم شناخت كافي از حوزه ها و چهارچوب هاي سياسي ، به آساني وارد زمين بازي شده و در نقش پياده نظام با كمترين اهميت و ارزش ، متحمل بيشترين صدمه مي شوند . در حالي كه در پشت اين لايه ي  سطحي زيرساخت هاي پيچيده و گاهاً نامفهوم مباني فكري نهفته است.

يكي از تأثير گذارترين پنجره هاي اتاق فكر دانشگاه شيشه هاي اعتقادي دانشجويان است . اولين راهي كه براي به تزلزل كشاندن بنيان هاي فكري جامعه پيشنهاد مي شود.

واضح است كه حركت هاي سختار شكنانه در اين راه نمي تواند به شكل آني صورت بگيرد كه در اين حالت مطمئناً ‌با بسيج عمومي جامعه و حتي دانشگاه روبرو شد. بلكه ابتدا با وسيع كردن دايره هاي اعتقادي آغاز شده و در كمرنگ كردن خطوط اعتقادي شكل مي گيرد . يكي از كانالهاي حركت به اين سمت ،‌ كانال تبليغ انديشه هاي غربي در دل احساسات ملي گرايانه است . انديشه هاي غربي به اين معني كه با حذف اعتقادات ديني از زندگي اجتماعي ،‌ذهن عمومي را متوجه منافع فردي و به اصطلاح ملي نمايد . كه نمونه ي آن كم توجهي به مسأله ي اعتقادي انتفاضه ي فلسطين به بهانه ي حفظ منافع ملي است كه در سال هاي اخير در گفتمان بخشي از نظريه پردازان احزابي همچون كارگزاران و شاخه هاي

اصلاح طلب ،‌ جاي گرفته است و يا تلاش براي كاهش اختيارات رهبري به بهانه ي برقراري دموكراسي ،‌ كه همگي در جهت كمرنگ كردن ودر نهايت از بين بردن چهارچوب هاي اعتقادي به منظور تأمين منافع حزبي است كه البته هميشه در قالب حفظ منافع ملي و با تهييج احساسات ناسيوناليستي مطرح مي شود . و در نمونه ي آخر كه گروههاي چپ و اصلاح طلب با هدف از بين بردن اصل مبارزه با آمريكا و به فراموشي سپردن هويت 13 آبان ،‌ سعي كردند تا با بهانه در پیش بودن مذاکرات (نامه صادق زیبا کلام به رئیس جمهور)، ‌مردم را در  جهت مخالفت با آرمان امام (ره) بكشانند.

آنچه به نظر مي رسد اين است كه در وضعيت فعلي و در ساختار كنوني  بخشي از دانشگاه ها ،‌ شأن دانشجو و گفتمان دانشگاهي تا حد حمايت از فرد يا حزبي خاص ،‌ دچار تنزل شده و به اندازه ي حركت در مدار بسته ي بازي هاي سياسي تحليل رفته و بخاطر قرار گرفتن در دل افكار التقاطي و پشتيباني از مواضع ضد ديني به استحاله كشيده شده است كه شايد مهم ترين عامل آن ،‌ زير پا گذاشتن گزاره هاي اعتقادي و ديني و هنجار شكني در در چينش ارزش هاست.

بطور قطع براي رسيدن به حالت ايده آل ، ‌باز گشت به اصول و عقايد و بازيافت ارزش ها و ضد ارزش ها ،‌ راهي جز چهار چوب بندي مجدد ساختمان فكري دانشگاه ها وجود ندارد. مهندسي صحيح گفتماني در شأن فرهنگ غني ايراني ـ اسلامي كشور و متناسب با روند پيشرفت علمي و نرم افزاري در جهان ،‌ سامان بخشيدن به فعاليت ها و تحركات دانشجويي و پاكسازي فضاهاي فكري ،‌ سياسي و فرهنگي دانشگاه ها از تفكرات افراطي و تحت كنترل غرب ،‌ راهكاري است كه بايد براي تعالي دانشجو و دانشگاه به كار گرفته شود.

لینک در خبرنامه دانشجویان ایران

لینک در حرف تو

لینک در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی

لینک در سایت جاد نیوز

منتشر شده در سایت همت نیوز



قالب وبلاگ